مطالب جالب در مورد طلاق
در تمدن سومري ها : طلاق مطلقاً بدست مرد بود و اگر زن خواهان رهايي از پيمان زناشويي مي شد او را به مجازات هاي سنگيني از جمله غرق شدن در آب محکوم مي کردند .
در تمدن يوناني : مرد حق داشت هر وقت که بخواهد زن را طلاق بدهد .
در تمدن هندي ها : طلاق سه مرحله را گذرانده است .
مرحله اول : پيمان زناشويي بصورت جمعي برگزار مي شده و در اين صورت اصلاً طلاق مطرح نبوده چون مربوط به فرد خاصي نبوده که ديگري را رها کند .
مرحله دوم : درعصر مادر سالاري در بين هندوها حق طلاق در دست مادر بود.
مرحله سوم : در دوران پدر سالاري فقط زماني زن طلاق داده مي شود که خيانت همسر ثابت مي شد .
در شريعت يهود بحث به گونه ديگري است . به محض اينکه مرد از زنش ناراضي بشود نيت طلاق کند زن طلاق داده شده محسوب مي شود . و اصلاً نيازي به اثبات نيست . گر چه در اين شريعت سفارش شده که کمتر زنانشان را طلاق بدهند .
در دين مسحيت ، اصلاً طلاق وجود ندارد . در دين اسلام از آنجا که اسلام پيوند زناشويي را امري مقدس و ضروري براي آرامش روح و جسم بشر مي داند . بي ترديد طلاق را امري ناپسند و مبغوض مي داند .
از حيث تاريخي طلاق را به قدمت ازدواج دانستهاند، در قديميترين متن حقوقي بدست آمده مربوط به قانون حمورابي متعلق به تمدن بابل، اين حق براي مرد و در شرايطي براي زن مجاز بود همچنين در يونان باستان مرد حق داشت هر وقت بخواهد و به هر دليلي و بدون هيچ تشريفاتي زن خود را طلاق دهد در تمدن روم باستان پيش از مسيحيت ابتدا طلاق زن ممكن نبود مگر با اثبات زناي وي يا سوء قصد او به جان شوهر ولي از سال 411 ق. م. كه قوانين خاصي به مورد اجرا گذاشته شد، طلاق به طور مطلق براي مرد آزاد شد و از اين تاريخ به بعد آمار طلاق در روم حتي در ميان قيصرها به شدت افزايش يافت ولي پيش از ظهور مسيح( دوباره شروطي براي انجام طلاق در نظر گرفته شد. در مصر باستان نيز هيچ قيدي براي طلاق قائل نبودند و مرد هر زمان كه ميخواست ، ميتوانست همسرش را طلاق دهد. در ميان پيروان بودا نيز مرد ميتوانست هر زمان كه بخواهد همسرش را طلاق دهد در ميان برهمنها طلاق ممنوع بود در ميان اعراب جاهلي نيز طلاق كاملا شايع بود محدوديتي براي طلاق وجود نداشت . در مسيحيت كاتوليك (كه متاثر از قوانين روم باستان ميباشد) براي هيچ كدام از زن و مرد حق طلاق وجود ندارد.
با عرض سلام . خسته نباشید .